http://naamomken.org ادبیات، فلسفه، نقد Sat, 11 Jun 2016 15:18:09 +0000 fa-IR hourly 1 https://wordpress.org/?v=4.5.2 http://naamomken.org/2307 http://naamomken.org/2307#respond Sat, 11 Jun 2016 15:17:33 +0000
http://naamomken.org/?p=2307
http://naamomken.org/2307/feed 0 http://naamomken.org/2298 http://naamomken.org/2298#respond Sat, 04 Jun 2016 18:11:39 +0000
http://naamomken.org/?p=2298
به وقتِ پاکسازیهای بزرگ
هفده ماه از عمرم را در صفِ زندان گذراندم]]>
http://naamomken.org/2298/feed 0 http://naamomken.org/2285 http://naamomken.org/2285#respond Thu, 26 May 2016 19:24:28 +0000
http://naamomken.org/?p=2285
http://naamomken.org/2285/feed 0 http://naamomken.org/2270 http://naamomken.org/2270#respond Sun, 08 May 2016 18:23:02 +0000
http://naamomken.org/?p=2270
http://naamomken.org/2270/feed 0 http://naamomken.org/2252 http://naamomken.org/2252#respond Mon, 18 Apr 2016 19:20:12 +0000
http://naamomken.org/?p=2252
در وضعیّتی هستیم که بتوانیم فکر کنیم؟
آیا مبارزه با غیابِ ریسک سازگار است؟]]>
http://naamomken.org/2252/feed 0 http://naamomken.org/2229 http://naamomken.org/2229#respond Thu, 07 Apr 2016 08:23:04 +0000
http://naamomken.org/?p=2229
http://naamomken.org/2229/feed 0 http://naamomken.org/2235 http://naamomken.org/2235#respond Thu, 07 Apr 2016 08:20:38 +0000
http://naamomken.org/?p=2235
http://naamomken.org/2235/feed 0 http://naamomken.org/2040 http://naamomken.org/2040#respond Thu, 10 Mar 2016 20:16:02 +0000
http://naamomken.org/?p=2040
کسی که آفتابی الماسگون را درون خویش مدام با درد عشق میپروراند
به هیچ ستارهی میخی که با نوک تیزش از دوردستهای جهان شتابزده فرا و فرو میگذرد اعتنا نمیکند
سه انگشت دست راست من به فرمان آفتاب در این زبان درندشت میدوند]]>
http://naamomken.org/2040/feed 0 http://naamomken.org/2193 http://naamomken.org/2193#respond Sun, 28 Feb 2016 18:08:19 +0000
http://naamomken.org/?p=2193
http://naamomken.org/2193/feed 0 http://naamomken.org/2196 http://naamomken.org/2196#respond Sun, 28 Feb 2016 18:05:00 +0000
http://naamomken.org/?p=2196
http://naamomken.org/2196/feed 0
برچسب:
نویسنده: دانلودی

۱ آوریل ۱۹۵۷ – لنینگراد
فارسیی پرهام شهرجردی
برچسب:
نویسنده: دانلودی

چونان طی طریق بر تپههای بایر، در فراز و فرودی بیحاصل، تاریخ را دیدهایم. تو گویی ما را لحظهای فرصت آرمیدن نیست. زمان میگذرد، نامها و یادها خاک میگیرند، و پدران به یاد نمیآرند چه خونها و گلولهها و طنابها دیدهاند. پدران پدران نیز. تاریخ بر اجساد میراند و میرود، آنگونه که در هر وجب خاک، دشنه اگر فرو بری، خونی جوان فواره خواهد زد. بگو تهران، خون! تبریز، خون! کردستان و گرگان و خرمشهر: خون! پنجاه و هفت-شصت و هشت حکایتی منحصر به فرد است و نیست. یکه است، از این رو که از تاریخی یگانه برخاسته که بعد را رقم زده؛ و معمول و بیرنگ است از آن جهت که کجای این تاریخِ صد سالهی “امروز” خالی از چنین اوج و حضیضهاست؟ ناف ما را با تاریخ بریدهاند. بحث از فقدان “حافظهی تاریخی” نیست، بلکه صحبت از ذهنهای ملول است. مغزهای رو به انفجار از هجوم حادثه و ازدحام خاطره، نه آنکه چیزی به یاد نداشته باشند، که دیگر رمقی ندارند که به یاد بیاورند. پنجاه و هفت-شصت و هشت، شاید خواستنِ “به یاد آوردن” است.
پ.ن: هنگام تماشا، هدفون پیشنهاد میشود.
برچسب:
نویسنده: دانلودی